خانه بانک فکرافزار مقالات مدیریت فردی چهار ترفند ساده برای مولد شدن

چهار ترفند ساده برای مولد شدن


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_self-productivity.jpgآیا تاکنون به مولد شدن نیاز داشته اید... در صورتی که هنوز این نیاز را حس نکردید؟ و در نهایت واقعا با خودتان وارد مذاکرده شدید که کاری را انجام دهید؟
بسیاری اشخاص در این حالت قرار گرفته اند، پس بهترین راه برای متقاعد کردن فرد دربرابر خودش، به منظور مولد شدنش چیست؟ بهترین راه استفاده علمی به منظور تشویق فرد برای خودش چه می تواند باشد؟

دکتر «رابرت کیالدینی»، پرفسور و استاد رشتۀ روانشناسی در دانشگاه ایالتی آریزونا و نویسندۀ کتاب "نفوذ" در مورد روانشناسی ترغیب کردن است. هنگامی که ما می خواهیم دیگران مسائل را از دریچۀ چشم ما ببینند، زمان زیادی برای استدلال منطقی و جمع آوری شواهد قانع کننده برای ارائۀ به انها صرف می کنیم ولی از نظر دکتر کیالدینی، این کار کاملاً اشتباه است.
او در کتاب جدیدش به نام «ترغیب»، توضیح می دهد که ما نیاز به پیشبرد تکنیک 2500 سالۀ «سان تزو» داریم: هر جنگی، پیش از شروع برنده ای دارد.
آنچه ما پیش از تلاش برای متقاعد کردن دیگران انجام می دهیم، در بیشتر مواقع برای موفقیت یا عدم موفقیتمان حیاتی است.
کسانی که بیشترین توانایی متقاعد کردن را دارند به بهترین مشوقان تبدیل می شوند به طوری که روند پذیرش پیام برای دریافت کننده، پیش از آن که با او روبرو شوند را تنظیم کرده اند. پس اگر شما می خواهید خودتان را به منظور انجام کارهای بیشتر متقاعد کنید باید در مورد آنچه پیش از شروع کارها می خواهید انجام دهید، فکر کنید.
صحبت کردن با خود برای انجام هر کاری می تواند کارساز باشد زیرا شما برنامه ریزی خود را می دانید پس شاید متقاعد کردن ذهن ناخودآگاه بتواند کمک بیشتری برای رسیدن به این منظور باشد...

هنگامی که مسیر خوب باشد، کامیابی از مسیر باز می ایستد
حال شما کارهای زیادی انجام داده اید و از خودتان راضی هستید ولی کمی در مورد فردا و به تعویق انداختن برخی از کارها می ترسید. یک راه خوب به منظور اطمینان در این مورد وجود دارد...
«اثر زیگارنیک» (خوشبختانه برای انجام این کار نیازی به تلفظ درست آن ندارید) را اهرم کنید. اثر زیگارنیک یک اصل روانی است که می گوید مغز ما به دنبال بهانه ای برای بستن پرونده های کاری است. ذهن ناخودآگاه می خواهد ما احساس کنیم که کارها به پایان رسیده، در غیر این صورت به تفکر در مورد آن پس از ترک محل کار نیز ادامه خواهد داد.
دکتر کیالدینی در مورد همکارش به منظور روشی برای جلوگیری از تعویق کارها، داستانی دارد: هنگامی که او می نویسد در حالی که به پایان کار روزانه نزدیک می شود، جمله ای را نیمه کاره رها می کند. بدین ترتیب، اندیشه تمام شدن کار در مغز او، خشکانده می شود. هنگامی که او روز بعد به میز کارش باز می گردد، مولد بودنش اوج می گیرد.
اجازه دهید درسی از این موضوع بگیریم: چرا پایان هر قسمت از یک سریال داستانی، مهیج است؟ چون از جلوی تلویزیون تکان نخورید؛ به این دلیل که مغز شما می خواهد پرونده سریال را ببندد. به او اجازه این کار را ندهید.
حال شما می دانید که چگونه یک روز سودمند را به یک هفتۀ سودمند تبدیل کنید ولی در وهلۀ اول چگونه باید شروع کرد؟ شما تنها به چند کلمۀ جادویی نیاز دارید...

اگر، هنگامی که، سپس
آیا هرگز آرزوی این را داشته اید که مانند یک کامپیوتر خود را برنامه ریزی کنید تا تمامی کارها را به صورت درست انجام دهید؟ خب! شما نمی توانید کونگ فو را در مغز خود دانلود کنید ولی کار خوب دیگری می توانید انجام دهید...
پیش از این که کاری را به پایان برسانید، یک هدف روشن که مکان و زمان روشن هم داشته باشد برای خود ایجاد کنید. از این کلمات جادویی استفاده کنید؛ اگر، هنگامی که، سپس:
هنگامی که امروز صبح من در پشت میز کارم نشستم، سپس گزارشی که باید تهیه کنم شروع به نوشتنش خواهم کرد.
اگر عموی من شروع به بحث سیاسی دیگری کرد، پس من در حمام خود را پنهان می کنم.
دکتر کیالدینی می گوید:
یک مطالعه به روی افراد مبتلا به صرع که مشکل تنظیم رژیم دارویی خود را دارند نشان می دهد که این روش با جملۀ؛ اگر من در ساعت هشت صبح بیدار شوم، بعد از اتمام مسواک زدن، سپس قرص هایم را می خورم... این جمله باعث شد که بیماران، موفقیت رژیم دارویی خود را از 55 درصد به 79 درصد برسانند. در این جا مهم این است که به طور مشخص زمان و مکان به عنوان یک نشانه برای انجام مراحل به شکل مرتب، مشخص باشد.
حال شما با روش "اگر و هنگامی" آشنا شدید و در نتیجه مغزتان بسته نخواهد شد. شما برنامه ریزی کرده اید به سر کار خود بروید و ذهن ناخودآگاهتان شما را به ادامه کارتان ترغیب می کند ولی اگر شما هنوز کاملاً در این موضوع جا نیافتاده باشید، چی می شود؟
حال شما نیاز به الهام و تشویق دارید تا بتوانید به کارتان بازگردید.

کاغذ یادداشت چسب دار مشوق خوبی است
آیا تا به حال عکس و یا پوسترهای تشویق کننده دیده اید؟ البته که دیده اید.
در واقع در بسیاری از مواقع نمایش این گونه عکس ها به روی اسکرین، کارآیی بسزایی دارد. تصاویر الهام بخش، مشوق خوب و کارسازی هستند.
دکتر کیالدینی در این مورد می گوید: یک مطالعۀ جالب نشان می دهد که کارمندان مرکز تماس پس از نمایش عکسی از یک دوندۀ در حال برنده شدن در مسابقه، کمک کرد تا آنها کمک مالی 60 درصد درآمد بیشتری کسب کنند زیرا با نشان دادن آن عکس، مفهوم موفقیت در محیط کار بوجود آمد.
شما می توانید همین اثر را بسادگی به وسیلۀ نوشتن کلمۀ موفقیت به روی یک کاغذ چسب دار به محیط کار خود وارد کنید.
مطالعات متعددی نشان دهندۀ این امر است؛ افرادی که به صورت ماهرانه ای در معرض کلماتی که به صورت ضمنی اشاره به موفقیت دارد مانند پیروزی، بدست آوردن، موفق، مهارت، استادی و ...، قرار می گیرند عملکرد خود را تا حد دو برابر در کارهایی که تمایل دارند انجام دهند افزایش می دهند.
کاغذهای چسب دار می تواند به شما برای انجام وظایف پیچیده کمک همه جانبه ای کند. ولی اگر این متد هم کافی نباشد، چه کار باید کرد؟ چه الهامی برای شخص شما لازم است تا ثابت کند شما بهتر از این که در حال حاضر هستید، می توانید باشید؟
وقت آن رسیده که در مورد صابون صحبت کنیم...

یادآور تعهدات به خودتان باشید
دکترها همیشه دست خود را پیش از تماس با بیمارانشان نمی شویند. بیمارستان ها سعی کردند به آنها در این مورد به وسیلۀ علائم قراردادی مانند: "بهداشت دست، شما را در برابر بیماری ها مصون نگاه می دارد" استفاده کنند... ولی این روش کارآیی نداشت. پس چه کار باید کرد؟
در یک مطالعه که توسط دکتر «آدام گرانت» و همکارانش انجام گرفت نشان داد؛ یادآوری این موضوع که وظیفۀ یک دکتر ایجاب می کند تا از بیمارانش باید مراقبت به عمل آورد و در نتیجۀ این جمله: "شستن دستان شما باعث کاهش شانس عفونت بیمارتان می شود" منجر شد تا موضوع شستن دست دکترها، 45% افزایش یابد.
البته شاید برخی سوگند بقراط را جدی نگرفته باشند ولی این موضوع زیاد هم مهم نیست. اگر شما تنها یک تعهد برای خودتان دارید، همان یکی را هم جدی بگیرید.
دکتر کیالدینی یک تعهد شخصی دارد و با استفاده از همان یکی می خواهد مطمئن شود تا کتاب ترغیب وی منجر به یکی از افتخاراتش در زندگی گردد. او در این مورد می گوید:
"من این کتاب را به نوه هایم اهدا کردم پس به والدینشان گفتم تا هنگامی که هر یک از آنها به اندازۀ کافی برای خواندن و درک این کتاب بزرگ نشده اند، به آنها از خودگذشتگی مرا نشان دهید و بگویید پدربزرگشان این کتاب را برای آنها نوشته است. چه چیزی می تواند بهتر از یک کتاب باشد؟ پس من عکسی از نوه هایم را در کنار کامپیوترم گذاشتم و با دیدن این عکس، کتابم را می نویسم.
تمایل به یک پدربزرگ عالی بودن، احتمالاً ابزار بسیار سودمندی برای بهره وری نهایی خواهد بود.
همان طور که فیلمنامه نویس «تری روسیو» می گوید: "راه کم ارزش من برای انجام کارها بهتر از راه پر ارزش شما برای انجام ندادنشان است."

ترجمه وتلخیص: فرشاد سجادی
منبع:


http://www.bakadesuyo.com/2016/12/productive/

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار مقالات مدیریت فردی چهار ترفند ساده برای مولد شدن