خانه بانک فکرافزار مقالات مدیریت فردی چگونه می توان یک انسان بهینه بود

چگونه می توان یک انسان بهینه بود


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_optimal_human.png

چگونه می توان انسان مطلوبی شد؟

در طول تاریخ، در این زمینه، گمانه زنی های زیادی وجود داشته. از نظر ارسطو؛ والاترین حالت انسانی، خوشروانی بود. از دیدگاه کارل راجرز؛ یک فرد کاملاً فعال، بهترین انسان شمرده می شد. به عقیدۀ آبراهام مازلو، خودشکوفایی و از نظر اریک اریکسون، عقل و صداقت بهترین انسان ها را می ساخته است. اریک فروم، آن را در مورد "وجود" جهت گیری کرده، در این زمینه مقدار رشد شخصی و عشق بجای "فعالیت" که ارزش اموال و حالات را مد نظر دارد، مورد توجه قرار گرفته شده است.

آیا این نظریه ها درست است؟ در طول سی سال گذشته، تعدادی از روانشناسان معاصرجنبه های مختلف این نظریه ها را مورد آزمایشات تجربی قرار داده و شروع به تصویرسازی روشن تر از کسانی که موفق و یکپارچه به نظر می رسند کرده اند.
در کتاب «انسان مطلوب»، به نوشتۀ دکتر «کن شلدون» روانشناس، او نشانی های خوبی از هماهنگی و یکپارچه سازی مقدار زیادی مطالب و مطالعات علمی در این زمینه ارائه داده است. او بر اساس تجزیه و تحلیل آخرین سطوح متفاوت عملی (تکامل، شخصیت، اهداف/انگیزه ها، خود سازی، هویت یابی، روابط اجتماعی و عضویت های فرهنگی) پیشنهاداتی در مورد چگونگی دست یافتن به هماهنگی و یکپارچگی در سراسر جنبه های متفاوت زندگی به منظور بدست آوردن عملکرد مطلوب انسانی، ارائه می دهد.
در اینجا برخی از نسخه های علمی وی به صورت خلاصه به شما ارائه داده می شود. به این امید که ارائۀ مطلب، به شما برای سیر مسیر سفر زندگیتان به سوی سلامتی، رشد و شادی بیشتر کمک کند.


یک- تلاش برای بدست آوردن تعادل در نیازهای اولیه
به نظر می رسد که آبراهام مازلو با فهرست پیشنهادی خود از نیازهای اولیۀ انسان برای بهینه شدن، کار خوبی انجام داده. اگر چه او تعدادی از عوامل را از قلم انداخته، ولی بخش بزرگی از مطالعات علمی تایید کنندۀ این است که انسان ها از هر فرهنگی نیازمند بدست آوردن استقلال درونی، شایستگی، ارتباط، امنیت و عزت نفس هستند.
کسانی که با بدست آوردن استقلال درونی احساس می کنند نقاش زندگی خویشند، توانایی بیان آزادانۀ اندیشۀ خود را برای توسعۀ هویت، استعداد، شایستگی و عزت نفسشان دارند. کسانی که شایستگی و عزت نفس دارند، احساس می کنند در حال پیشرفت بسوی اهدافشان هستند و همچنین دارای قابلیت دریافت توجه مثبت از طرف دیگران نیز هستند. کسانی که دارای ارتباط عالی اجتماعی همراه با امنیت هستند، به دیگران متصل شده و احساس می کنند که بخشی از یک جامعۀ سالمند.
کلید و اساس کار، تلاش در ایجاد تعادل میان این نیازهای اولیه است. بدون تعادل، رسیدن به عملکرد مطلوب بسیار دشوار خواهد بود. همانگونه که شلدون می گوید: " کمال مطلوب، همراه با رضایت و تعادل بدست می آید که مسیر میانبری برای رسیدن به کمال انسانیت است."

دو- تنظیم و ایجاد پیشرفت کارآمد در جهت اهداف خود هماهنگ
شما تمایل دارید که اهداف خود را در مسیر عملکرد مطلوب، به صورت موثر و امکان پذیر تنظیم و تعقیب کنید. این موضوع بسیار حائز اهمیت است که شما احساس کنید به طور مداوم در حرکت رو به جلو و در حال پیشرفت هستید.
این به تنهایی کافی نیست! تنظیم فکر و دستیابی کارآمد به اهداف، به خودی خود شما را خوشحال، سالم و برآورده یا کامل نمی کند. موضوع مهم در اینجا این است که شما اهدافی که بدنبالشان هستید، "خود هماهنگ" باشند. افرادی که اهداف خود هماهنگ دارند، دارای اهداف هویت داری هستند که با هویت خود، نیازهای اساسی، شخصیت و استعداشان هماهنگ است.
در یک پژوهش علمی؛ دنبال کردن اهداف برای دلایل خود هماهنگی (بخاطر لذت شخصی و اهداف کاملاً روشن) همراه با نیاز رضایت و رفاه بیشتر نسبت به دلایل غیر هماهنگ (بخاطر فشارهای محیطی و یا وسواس عملی درونی) از قبل پیش بینی شده بود. در نتیجه برای دستیابی به عملکرد بهینه، رفتار باید موثر و همچنین با نیازهای اساساً ذاتی و گرایش به رشد سازگاری و هماهنگی داشته باشد.

سه- اهداف و نقش اجتماعی خود را عاقلانه انتخاب کنید
کدام اهداف احتمال دارد که منجر به عملکرد مطلوب شوند؟ پژوهش ها نشان دهندۀ این است که اریک فروم حق داشت. تعیین و شناسایی اهداف بیرونی (مانند؛ پول، زیبایی و شرایط مادی) باعث خوشحالی انسان نمی شود در حالی که رسیدن به اهداف ذاتی (مانند؛ صمیمیت با افراد، ارتباطات اجتماعی و رشد شخصیتی) منجر به افزایش رفاه می شود. انتخاب نقش اجتماعی نیز بسیار مهم است زیرا بهترین تناسب و هماهنگی را با شخصیت منحصر به فرد هر انسانی دارد.
در بیشتر مواقع ما اهداف متعددی داریم، به همین دلیل است که باید ...

چهار- تلاش در جهت یکپارچگی شخصیت خود داشته باشید
بسیاری از روانشناسان بزرگ انسانی، مانند راجرز، مازلو، ویلیام جیمز و کارل یونگ، در بیشتر مواقع دربارۀ اهمیت دستیابی به هماهنگی شخصیت صحبت کرده اند. روانشناسی اخیرِ اهداف نیز تاییدکنندۀ این متفکران اصلی است.
در یک پژوهش، شلدون و «تیم کاسر»، یکپارچگی شخصیت را به وسیلۀ چگونگی نگرش به اهداف بسیاری از مردم و به نسبت نیازهای اساسی، آزادی انتخاب اهداف و بیان ارزش های ذاتی مانند رشد، صمیمیت و ارتباطات اجتماعی سنجیدند. آنها دریافتند که وسعت و اندازۀ درگیری اهدافِ اشخاص از تلاش برای انتخاب ها و منافعشان سرچشمه می گیرد و شخص هر چه بیشتر در فعالیت های معنادار مانند کمک به دیگران و یا تعمق به آینده درگیرمی شود. اشخاص یکپارچه همچنین از سطوح بالاتری از اعتماد به نفس، آمادگی داشتن برای تجارب تازه، شادی، رضایت از زندگی، خودشکوفایی، رفتار مثبت و حالات منفی کمتری برخوردارند. این گونه افراد در مورد نقش و قوانین زندگی متفاوتشان احساس بهتری دارند و فکر می کنند که تمامی این قوانین در هماهنگی با یکدیگر است.
بدیهی است که داشتن یک شخصیت هماهنگ و یکپارچه همراه با خود نتایج تطبیقی و یک سلسله از پیوندهای مثبت و هماهنگ به ارمغان می آورد. با این حال گاهی اوقات شخص (شما) ممکن است در راه یکپارچه سازی و تطبیق با مشکل روبرو شوید به همین دلیل است که اغلب دوست دارید...

پنج- به روی اصلاح جنبه های مشکل خود یا جهانتان کار کنید
مشاورات بسیاری برای تنها "خود بودن" یا "با خود صادق بودن" وجود دارد. این گونه مشاورات و توصیه ها در واقع بسیار گمراه کننده است. تمامی استعدادهای ما به پیشرفت به سوی اهداف یا اهداف خودهماهنگمان ختم نمی شود. برخی از جنبه های شخصیتی ما مانند اضطراب و یا عدم توافق می تواند ما را به پیشرفت به سوی یک انسان مطلوب شدن، راهنمایی کند. توصیه در اینجا این است که بدون تفکر، خود را اصلاح نکنید بلکه به روی نقاط قوت شخصیت و فضائل خود که بهترین کمک برای دستیابی به اهداف خودهماهنگ است، کار کنید. این امر نیاز به یادگیری استراتژی های خود مدیریتی و آموزش بیشتر در مورد نقاط قوت شخصیتتان دارد.
برای روشن تر شدن مطلب بهتر است بدانید؛ اگر چه شخصیت شما تحت تاثیر ژن هایتان است ولی این بدان معنا نیست که تغییر شخصیت غیرممکن می باشد. محققان ثابت کرده اند که تغییرات شخصیت و رسیدن به شادی بیشتر از طریق تغییرات در فعالیت ها و رفتارها، قابل حصول است. چنین تغییراتی شامل؛ تنظیم و دنبال کردن اهداف خودهماهنگ، اتخاذ استراتژی مثبت برای مقابله با فشار و استرس، اتخاذ ذهنیت و نگرش های مثبت و اتخاذ رفتارهای ویژۀ شناخته شده برای افزایش شادی است.
گاهی اوقات شما نه تنها می خواهید به روی اصلاح شخصیتتان کار کنید بلکه نیاز به تغییرات در فرهنگ خود نیز دارید. شلدون در این مورد می گوید: "برای برخورد با هستۀ فرهنگی در هر زمانی که لازم باشد، آماده باشید!" گاهی اوقات، بتشکنی منجر به عملکرد بهینه می شود. برخی از انقلابیون مشهور، مفاهیم بزرگ (ولی نه لزوماً شاد) را توسط شورش در برابر وضعیت فرهنگی زمانشان بدست آوردند.
در نهایت هر چند شما نیاز به مالکیت خود و تصمیم هایتان دارید، برای همین حائز اهمیت است که ...

شش- مسئول اهداف و انتخاب هایتان باشید
یک مضمون مشترک از فلاسفۀ بزرگِ وجودی، مانند ژان پل سارتر، این است که ما باید مسئول انتخاب های خودمان باشیم. به همین صورت هم شلدون استدلال می کند که انسان های مطلوب؛ یک "نگرش عمدی" به زندگی دارند که آگاهانه، احساسات خود را همراه با انتخاب های زندگیشان هماهنگ می کنند. شلدون همچنین این گونه استدلال می آورد که برای اهمیت یافتن مالکیت اهداف خود هماهنگ، تنها خود شما هستید که می توانید خود و زندگیتان را تغییر داده و به دنبال قرایح و ابتکارات خود با یک ایمان قوی باشید.
پس از تصمیم گیری در مورد هدفی که تمایل دارید اتخاذ کنید و برای تحقق این امر، با تمام وجودتان و آگاهانه هویت خود را با آن هدف هماهنگ سازید. (تفاوت بزرگی میان؛ "من دوست دارم داستان های تخیلی بنویسم" و "من یک داستان نویس تخیلی هستم" است.)


هفت- به "فرآیند ارزش گذاری ارگانیسمیک" تان گوش کنید و آماده باشید تا در صورت نیز، اهدافتان را تغییر دهید

تمرکز مفاهیم کارل راجرز در مورد عملکردهای فرد به روی "فرآیند ارزش گذاری ارگانیسمیک" است.طبق باور راجرز؛ مسیر تبدیل شدن به یک فرد کاملاً فعال، نیاز به توسعه رو به افزایش اعتماد به توانایی های خود برای شناخت اهمیت ها و ضرورت های فردی برای یک زندگی پرمعنا است. راجرز معتقد بود که فرایند ارزش گذاری ارگانیسمیک برای کمک به ارزیابی تجارب و اقدامات ما و برای تعیین این که این تجارب ما را به سوی خودشکوفایی ببرد، ساخته شده است. همانطور که شلدون اشاره می کند؛ همگی ما "حس آزاردهندۀ چیزی که درست نیست" را تجربه کرده ایم. یک انسان مطلوب و بهینه به این احساسات آزاردهنده توجه می کند.

لازم به ذکر است؛ باور راجرز در مورد فرایند ارزش گذاری ارگانیسمیک این بود که این موضوع نه تنها باعث افزایش ایجاد انگیزۀ فردی می شود بلکه می تواند، در صورت حمایت، منجر به ا ایجاد انگیزه های اجتماعی بیشتر نیز گردد. در حمایت از این ایده، این پژوهش در واقع ثابت کرد که پیگیری هدف قوی ذاتی، با رفتارهای اجتماعی مانند کمک به دیگران در زندگی روزمرۀ ما در ارتباط است.
این موضوع ما را به سوی آخرین پیشنهاد برای تبدیل شدن به یک انسان بهینه سوق می دهد...

هشت- خود را بالاتر بکشید
در کتاب "انسان در جستجوی معنا" به نوشتۀ «ویکتور فرانکل»، او این گونه اشاره می کند؛
"انسان همواره به چیزی یا کسی به غیر از خود، برای معنا یا رقیب یافتن، اشاره و توجه می کند. انسان هر چه بیشتر خود را فراموش کند، با فدا کردن خود برای یک علت یا یک شخص دیگری که به آن عشق می ورزد، انسانیت و فعلیتش بیشتر می شود. آنچه را که ما خودشکوفایی می نامیم، یک هدف قابل دسترس نیست، به این دلیل ساده که هر چه شخص بیشتر تلاش کند، کمتر به آن می رسد. به عبارت دیگر، خودشکوفایی تنها به عنوان یک اثر جانبی از خودتقویتی (خود را بالاتر کشیدن) امکان پذیر است.
شلدون پیشنهاد می کند که تبدیل شدن به یک انسان مطلوب را می توان این گونه تعریف کرد؛ با تلاش در جهت دسترسی به اهدافی در سطوح بالاتر که باعث می شود شما به انسانی بهتر، با خدمت به چیزهایی ورای خودتان، تبدیل شوید. علاوه بر یکپارچه سازی شخصیت، سعی کنید خود را با یک سیستم اجتماعی بزرگ تر هماهنگ و یکپارچه سازید.
فقط به دنبال چیزهایی که برای شما به تنهایی مفید است، نباشید بلکه در جستجوی چیزی باشید که برای دیگران نیز سودآور باشد.
اگر این چیزها در پیرامونتان باشد، چه چیزهای دیگری بدست می آورید؟
این یک فهرست جامع از پیشنهادات برای چگونگی تبدیل شدن به یک انسان بهینه نیست بلکه تنها یک شروع خوب است.
سعی کنید به تعادل با نیازهای اولیۀ خود برای دستیابی به خودمختاری، شایستگی، ارتباط، امنیت و عزت نفس برسید.
هدفی را انتخاب کنید که در جهت دسترسی به این نیازها باشد، همچنین عمق وجود خود و استعدادهایتان را برای کمک به جامعه ای بزرگ تر و یا تمامی دنیا همسو سازید.
استراتژی های خود نظارتی برای پرورش نقاط قوت، پیشرفت و کارآمدی شخصیت خود را در جهت دستیابی به اهدفتان بیاموزید.
به طور مداوم به روند ارزش گذاری ارگانیسمیک خود گوش دهید و اهداف و شخصیت خود را در صورت لزوم اصلاح کنید.
به روی همۀ این موارد کار کنید و خواهید در مسیر خوبی برای تبدیل شدن به یک انسان مطلوب و بهینه گام نهاده اید.

ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی
منبع:
http://blogs.scientificamerican.com/beautiful-minds/how-to-be-an-optimal-human/

 

 

 

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار مقالات مدیریت فردی چگونه می توان یک انسان بهینه بود