خانه مقالات حل مسئله و تصمیم گیری سه روش تفکر برای اینکه تصمیمات بهتری بگیریم و نتایج بهتری کسب کنیم

سه روش تفکر برای اینکه تصمیمات بهتری بگیریم و نتایج بهتری کسب کنیم


b_250_200_16777215_00_images_stories_articles_wise_decision_making.jpg"اگر به من شش ساعت وقت بدهید تا درختی را قطع کنم، من چهار ساعت اول را صرف تیز کردن تبر می کنم." -ابراهام لینکلن

میزان توانایی شما در واضح فکر کردن، تعیین کننده تصمیماتی است که می گیرید واعمالی که انجام می دهید.
درکتاب هوشمند شوید!: چگونه مانند موفق ترین و پردرآمد ترین افراد در هر زمینه ای فکروعمل کنیم، برایان تریسی ده راه مختلف برای طرز فکری که تصمیم گیری بهتر را ممکن می سازد ارائه می دهد. تصمیمات بهتر، وقت آزاد بیشتری به شما می دهد و باعث بهبود نتایج می شود. در FarnamStreet بر این باوریم که یک رویکرد چند منظوره بر اساس مدل های ذهنی این امکان را به شما می دهد تا موقعیت ها را از منظر های متفاوت ارزیابی کرده و کیفیت تصمیماتتان را عمیقا تحت تاثیر قرار می دهد.

بسیاری از ما به سمت یک منطقه راحتی که برایان تریسی آن را "تفکر و تصمیم گیری آسان" می نامد، می لغزیم. ما کمتر از ظرفیت شناختی خود استفاده می کنیم به این دلیل که تنبل شده ایم و به نتیجه گیری های ساده تمایل داریم.
البته به این معنی نیست که باید با سرعت بیشتری تصمیم بگیریم. من با اینکه تصمیمات باید در وهله اول، سریع و کارآمد باشند، موافق نیستم. در عوض موثر بودن آن ها رویکرد بهتری است حتی اگر وقت بیشتری بگیرد. با اجرای آن در بلند مدت، این مساله نیز با شلختگی کمتر، زمان آزاد بیشتر و تشویش کمتر، به خودی خود جبران می شود.
برایان تریسی درکتابش به خوبی دسته ای از روش های ساده، عملی و قدرتمند را برای بررسی یک موقعیت به افراد نشان می دهد تا از این طریق شانس گرفتن بهترین تصمیم را افزایش دهند. تعدادی از آن ها در ادامه می آیند.

1. چشم انداز بلند مدت در مقابل چشم انداز کوتاه مدت
دکتر ادوارد بنفیلد از دانشگاه هاروارد برای نزدیک پنجاه سال تحرک اقتصادی رو به بالا را مطالعه می کرد. او با این سوال مواجه شد که چرا برخی از مردم و خانواده ها از طبقات پایین اجتماعی-اقتصادی به طبقات بالاتر می روند در حالی که عده ای دیگر باز می مانند. بسیاری از آنها تنها در طول یک دوره زندگی از شغل های کارگری به ثروت رسیدند. او به دنبال چرایی این پرسش بود. یافته هایش به صورت خلاصه در کتاب بحث برانگیز شهر جهنمی با یک نتیجه گیری ساده ارائه شده است. از نظر دکتر بنفیلد "چشم انداز زمانی" مهم ترین عامل در رشد مالی افراد به شمار می رود.
تریسی در این باره می گوید:
چشم انداز زمانی در افراد متعلق به پایین ترین سطح اجتماعی-اقتصادی گاها بیشتر از چند ساعت یا چند دقیقه نیست، حتی در مواردی مانند الکلی های بی خانمان یا معتادان به مواد مخدر، افراد فقط به وعده یا مصرف بعدی فکر می کنند.
این در حالی است که در بالاترین سطح، شامل نسل دوم و سوم ثروتمندان این چشم انداز زمانی به چندین سال، دهه و حتی چندین نسل در آینده می رسید. این نکته مشخص می کند که افراد موفق به شدت آینده محور هستند و بیشتر اوقات به آینده فکر می کنند.
تفکر بلند مدت چشم انداز شما را تقویت می کند وکیفیت تصمیمات کوتاه مدت شما را به طور چشمگیری بهبود می بخشد.
حال با دانستن این نکته ما باید چکار کنیم؟
تریسی توصیه می کند:
"همین امروزعزم خود را جزم کنید تا چشم اندازی بلند مدت ایجاد کنید . بسیار آینده نگر باشید. بیشتر اوقات به آینده فکر کنید. عواقب تصمیمات و اعمال خود را بسنجید. از خودتان بپرسید چه چیزی در شرف وقوع است؟ و آنگاه چه اتفاقی می تواند روی دهد؟ سپس انضباط فردی، بر خود مسلط بودن و خود کنترلی را تمرین کنید. مشتاق باشید تا امروز برای لذت بردن از پاداش های آتی فردایی بهتر، هزینه کنید."

2. تفکر آهسته
" اگر لازم نیست تصمیم بگیرید، پس لازم است تصمیم نگیرید." -لرد اکتون
بیشترافراد یا سازمان های همواره موفق که من می شناسم، پیوسته از واکنش نشان دادن بدون تفکر خودداری می کنند. با این وجود بسیاری از ما عادت کرده ایم که در یک حالت واکنشی باشیم. ما به آنچه دور و برمان می گذرد بدون کمترین تامل واکنش نشان داده و پاسخ می دهیم.
تریسی می نویسد:
"صبح ها به محض بیدار شدن از خواب با زنگ ساعت ما به طور گسترده ای در حال واکنش نشان دادن و پاسخ دادن به محرک های محیطی در اطرافمان هستیم." به این شکل هیجانات لحظه ای و تمایلات ذاتی خود را تغذیه می کنیم. " فرآیند طبیعی فکر کردن تقریبا آنی است: تحریک و سپس عکس العمل فوری، بدون هیچ زمانی در این بین."
به طورمشابه فرآیند برتر تفکر با محرک ها فعال می شود اما با یک تفاوت که در فاصله بین تحریک و واکنش، لحظه ای و یا اندکی بیشتر زمان وجود دارد که شما پیش از عکس العمل نشان دادن، فکر می کنید. دقیقا مثل زمانی که مادرتان به شما می گفت " قبل از پاسخ دادن تا ده بشمار به خصوص وقتی ناراحت یا خشمگین هستی."
صرفا مکث برای فکر کردن قبل از اینکه چیزی بگویید یا انجام دهید تقریبا همیشه کیفیت پاسخ نهایی شما را بهبود می بخشد. این پیش نیازی ضروری برای موفقیت است.
درک این موضوع که چه زمان ما می توانیم از مزایای تفکر آهسته بهره ببریم و چه زمانی نمیتوانیم، یکی از بهترین راه های افزایش کیفیت فکر کردن ماست.
از خودتان بپرسید"این تصمیم نیاز به تفکر سریع یا آهسته دارد؟" به طور مثال تفکر آهسته درموقعیتی مثل خرید خمیردندان نمی تواند چندان مفید باشد. اما برای خرید کلان یا سرمایه گذاری نیاز به بررسی بیشتر و عمیق تری داریم. خب چطور بین این دو تفاوت قایل شویم؟ یک راه میانبر این است که پیامد ها را در نظر بگیریم. اینکه وقتی رییستان چیزی احمقانه می گوید او را احمق خطاب کنید، شاید در همان لحظه باعث شود احساس خوبی داشته باشید ولی مطمئنا عواقبی به همراه دارد. در لحظه واکنش نشان ندهید. مکث کنید، فکرکنید وسپس عمل کنید.
در ظاهر ساده به نظر می رسد ولی اینطور نیست. عادتی که می توانید پرورش دهید این است که دائما در مورد هر اطلاعاتی که فکر می کنید به تصمیم شما مربوط است، از خودتان بپرسید "چطور می توانم بفهمم این درست است؟"

3. تفکر آگاهانه در مقابل تفکر غیر آگاهانه
"از تقلای عجولانه برای اینکه انسان بزرگی شوی برحذر باش. تنها یک از ده هزار به این شکل ممکن است به موفقیت برسد: این ها احتمالات ترس آوری هستند." – بنجامین دیزرائیلی
من کارآفرینان زیادی می شناسم و اکثر آن ها مرتبا بر بازبینی موشکافانه تاکید دارند. در واقع، کسی را میشناسم که بیش از 20 صفحه چک لیست برای راستی آزمایی دقیق یک سرمایه گذاری بالقوه دارد. این به معنی اختصاص زمان لازم برای گرفتن تصمیم درست است. باز هم امکان اشتباه کردن وجود دارد ولی نه به این دلیل که عجولانه عمل کرده اید.
هارولد جی نین، که گروه صنعتی ITT را تشکیل داد، می گوید:" حقایق اساسی ترین عناصر در هر کسب و کاری هستند. حقایق واقعی را به دست آورید، نه حقایق آشکار یا فرض شده و یا حقایق مطلوب. حقایق واقعی را به دست آورید. حقایق هیچ گاه دروغ نمی گویند."
تریسی می نویسد: یک فرضیه ایجاد کنید، یک تئوری اثبات نشده. سپس به دنبال راه هایی باشید که آن را نقض می کنند، یعنی اشتباه بودن ایده تان را ثابت می کنند. این همان کاری است که دانشمندان انجام می دهند و دقیقا برعکس چیزی است که اغلب مردم انجامش می دهند. عامه مردم وقتی ایده ای به ذهنشان می رسد، بعد به دنبال تایید و اثبات این هستند که ایده ای که به ذهنشان رسیده، یک ایده خوب است. آن ها در واقع "تایید متعصبانه" را تمرین می کنند. آن ها فقط می خواهند صحت این ایده را تایید کنند و هم زمان تمام ورودی ها و اطلاعات نا منطبق با آنچه باور دارند، را رد می کنند.
یک فرضیه منفی یا معکوس بسازید به طوری که درست برعکس تئوری اولیه باشد. برای مثال، فرض کنید شما اسحاق نیوتون هستید و ایده جاذبه زمین هم اکنون به ذهنتان خطور کرده است. ایده اولیه شما احتمالا این است که "اشیا به پایین می افتند." حال تلاش کنید تا ثابت کنید " اشیا بالا می افتند." اگر نمی توانید فرضیه منفی یا معکوس را ثابت کنید، پس می توانید نتیجه بگیرید که فرضیه اولیه شما صحیح است.
یکی از دلایلی که چرا چارلز داروین یک متفکر تاثیرگذار بود این است که او بی وقفه به دنبال شواهد باطل کننده بود. جری جمپالسکی به عنوان یک روانشناس می نویسد، "می خواهید که بر حق باشید یا که می خواهید خوشحال باشید؟"
شگفت آوراست که بسیاری از افراد وقتی ایده یک محصول یا خدمت جدید به ذهنشان خطور می کند، مدت ها پیش از آنکه اعتبار آن به لحاظ اینکه آیا تعداد کافی از مشتریان حاضر به خرید و پرداخت پول برای آن هستند ثابت شود، شیفته ایده هاشان می شوند.
به جمع آوری اطلاعات تا جایی ادامه دهید تا نهایتا مجموعه ای از کنش های مناسب یافت شود. حقایق را چندین بار بررسی کنید. هیچ چیز را بدون اطمینان به عنوان فرض در نظر نگیرید. از خودتان بپرسید " چطور می توانم بفهمم که این اطلاعات صحیح است؟"
در پایان، نقایص پنهان را جستجو کنید، نقطه ضعفی در تصمیم گیری که اگر رخ دهد، می تواند برای محصول یا کسب و کار شما فاجعه بار باشد. جی. پل گتی که زمانی ثروتمند ترین مرد جهان بود، به واسطه رویکردی که برای گرفتن تصمیمات کاری داشت به شهرت رسید. او می گفت، " ما ابتدا تشخیص می دهیم که این یک فرصت کسب و کار خوب است. سپس می پرسیم، بدترین اتفاق ممکن که می تواند برای ما در این فرصت کاری رخ دهد، چیست؟ آن گاه سراغ کار می رویم تا مطمئن شویم بدترین خروجی ممکن هیچ گاه روی نمی دهد.
مهم تر از همه، هرگز جمع آوری اطلاعات را متوقف نکنید. یکی از دلایلی که وارن بافت بسیار موفق بود این بود که او بیشتر وقت خود را در طول روز صرف مطالعه و تفکر می کرد. من به این شیوه فرمول بافت می گویم.
اگر کار شما مبتنی بر اطلاعات باشد به گونه ای که دائما با توسعه و استفاده از دانش سر و کار داشته باشید، تصمیمات محصولات شما هستند. میلتون فریدمن اقتصاد دان می نویسد: "توانایی شما در پیش بینی دقیق پیامدهای ایده هایتان و وقایعی که به دنبال آن می آیند، بهترین وسیله سنجش تفکر با کیفیت است."
قبل از تصمیم گیری درنگ و فکر کنید به ویژه زمانی که عواقب جدی به همراه دارند. هر چه از راه های بیشتری به مشکل نگاه کنید، احتمال اینکه آن را بهتر بفهمید بیشتر می شود و زمانی که شما یک مشکل را واقعا درک کردید، راه حل روشن می شود. یکی از دوستانم یک عبارت عالی دارد: " فهمیدن یعنی اینکه بدانیم چه کاری باید انجام دهیم."

مترجم: مهرنوش لیراوی

منبع:
https://www.farnamstreetblog.com/2017/04/get-smart-brian-tracy/

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه مقالات حل مسئله و تصمیم گیری سه روش تفکر برای اینکه تصمیمات بهتری بگیریم و نتایج بهتری کسب کنیم