خانه مقالات مدیریت فردی عادات در مقابل اهداف

عادات در مقابل اهداف


نگاهی بر مزایای داشتن رویکردی روشمند نسبت به زندگی
«ابتدا نیاز به تشویق شدن را به فراموشی بسپارید.
عادت، بیشتر قابل اعتماد است.
عادت تقویتتان می کند؛ چه تشویق شده باشید چه نه.
عادت، مداومت درتمرین است.»
اکتاویا باتلر، نویسنده کتب علمی تخیلی
***
هیچ چیزی مانند عادت مسیر آیندتان را تغییر نخواهد داد.
همه ما اهدافی داریم چه بزرگ چه کوچک، که می خواهیم طی مدت زمانی خاص به آن دست یابیم. بعضی از مردم می خواهند تا سی سالگی میلیون ها دلار پول درآورند. بعضی دیگر می خواهند در طی شش ماه آینده کتاب بنویسند. وقتی شروع به ایجاد مفاهیم مبهم در زمینه ( موفقیت، ثروت، سلامتی و خوشبختی) می کنیم، در واقع این درست قدم اول خواهد بود.

عادات فرآیندی هستند که زندگی ما را تقویت می کنند. عادت های خوب به ما کمک می کند تا به اهدافمان دست یابیم. اما عادت های بد مانع این کار می شود. هر دو به صورت اتوماتیک بر رفتار ما تاثیر می گذارند.
عادات و اهداف از لحاظ معنایی با هم تفاوت ندارند هر کدام ملزم آن است که جامهعمل به خود بپوشانند.
- اگر بخواهیم در مدت شش ماه زبان یاد بگیریم (هدف)، و اگر بخواهیم برای این کار روزی نیم ساعت زمان بگذاریم(عادت).
- اگر بخواهیم کتاب بخوانیم هدف ما می تواند این باشد که تا پایان سال، 50 کتاب بخوانیم و یا عادت کنیم که تنها یکی را هر روز بخوانیم.
- می خواهیم وقت بیشتری را با خانواده صرف کنیم مثلا میخواهیم 7 ساعت در روز را صرف بودن با آنان کنیم(هدف) و یا هر شب شام را با آنان بخوریم( عادت).

مشکلات پیش روی اهداف
هنگامی که می خواهیم جنبه ای از زندگی خود را تغییر دهیم، انتخاب هدف منطقی ترین راه ممکن است.
1- اهداف دارای نقاط پایانی هستند

به همین دلیل است که بسیاری از افراد از مسیر خود باز می گردند. افرادی که در ماراتون  می دوند، پس از مدتی همگی متوقف می شوند. و یا اینکه مقدار معینی پول کسب می کنند؛ و یا اینکه پس از مدتی بدهکار می شوند. عده ای دیگر تنها می خواهند به اهداف خود برسند تا پیشرفت خود را با افزون طلبی و جشن گرفتن، زنده نگه دارند.

2- اهداف وابسته به عواملی هستند که ما کنترلی بر آنها نداریم.
این حقیقتی اجتناب ناپذیر است که برخلاف تلاش های بسیار، دستیابی به هدف همیشه ممکن نیست و آسیبی اندک، ممکن است هدف را مخدوش کند. هزینه های غیر منتظره ممکن است یک هدف مالی را خراب کند. تراژدی خانوادگی ممکن است هدفی خلاقانه را مختل کند. هنگامی که هدفی داریم درصدد تبدیل فرآیند ابتکاری به الگوریتمی هستیم.

3- اهداف متکی به اراده و نظم و انظباط است.

همانگونه که چارلز دوهینگ در کتابش به نام قدرت عادت این چنین نوشت: اراده تنها یک توانایی نیست، بلکه ماهیچه است مانند ماهیچه های بازو و پاهایتان و هرچه بیشتر کار کند خسته تر می گردند و بنابراین قدرت کم تری برای انجام دیگر کارها باقی می ماند.

4- حفظ هدف در ذهن و استفاده از آن جهت هدایت اقداماتمان نیازمند اراده و تلاش دائمی است.
در طول زمان هنگامی که بخش های دیگر زندگی مان سبب تخریب استعدادهایمان می گردد، به آسانی می توان آن را فراموش کرد. به عنوان مثال هدف ذخیره پول هنگام خرید، الزامی خود انظباطی است. در عین حال قرار دادن 50 دلار در یک حساب ذخیره به صورت هفتگی نیازمند تلاش اندکی است. عادات، سختی ها را آسان می کنند نه اهداف را.

5- اهداف ما را آرام و بی پروا می کند
مطالعات نشان داده است که مغز افراد، اهداف را با موفقیت اشتباه می گیرد و به علاوه، اهداف غیر معقول و غیر منطقی ممکن است منجر به رفتارهای خطرناک و غیراخلاقی گردد.

مزایای عادت
عادت، تلفیقی است از دانش (چه انجام دهیم)، مهارت (چگونگی انجام کار) و اشتیاق (اراده به انجام آن) است._ استفان کا وی
1- عادت های شکل گرفته به صورت خودکار عمل می کنند. عادات، کارهای دشوار مانند ذخیرهپول را آسان می گردانند. هدف از داشتن عادات خوب این است که ما را به اهداف خود برساند.
مزایای داشتن رویکرد روشمند برای رسیدن به موفقیت:
عادات ممکن است منجر به این شود که از اهدافمان پیشی بگیریم، مثلا اگر کسی هدفش این باشد که رمان بنویسد در ابتدا تصمیم می گیرد روزی 200 کلمه بنویسد که تا 250 روز دیگر آن را تکمیل کند نوشتن 200 کلمه هم اندکی تلاش می طلبد و ممکن است روزی بیشتر یا کم تر بنویسد ویا حتی روزی به 1000 کلمه هم برسد. در نتیجه شخص زودتر از موعد مقرر نوشتن آن را تمام می کند.

2- عادت ها آسان می گردند.
طبق نوشته دوهینگ: عادات قدرت دارند اما در حین داشتن قدرت، ضعیف و شکننده اند.آنها می توانند خارج از آگاهی مان شکل گیرند و یا توسط افراد طراحی گردند. می توانند بدون اجازهما شکل گیرند و فراتر از آنچه انتظار داریم توانایی شکل گیری زندگیمان را دارند و در واقع باعث می شوند که ذهن مان به آنان متکی گردیده و از دیگر چیزها مانند عقل سلیم محروم گردد.
به محض اینکه عادت به چیزی پیدا کردیم مغزمان درصدد تسهیل کارها بر می آید و در صورت عمل کردن به عادت در طول 30 روز انجام آن بسیار آسان تر می گردد تا اینکه بدان عادت عمل نکنیم.

3- زندگی ما براساس عادات است.
زندگی همه ما بر اساس عادات شکل گرفته است. طبق تحقیقات دوهینگ عادات حدود 40 درصد از زندگی ما را تشکیل می دهد. و این اعمال نشان می دهند که ما که هستیم.
جیمز مردی که می دانست علت تمامی مشکلاتش عادت های بد اوست، اینگونه توضیح می دهد:
زندگی ما بر اساس عادت هایمان (چه عملی، عاطفی و فکری) شکل گرفته است و به طور سیستماتیک سعادت یا فلاکت ما را رقم می زنند و ما را در برابر سرنوشتمان، هر چه که باشد، مقاوم می سازد.
گاهی عادات در زندگیمان ریشه می دواند مگر اینکه بعضی اتفاقات موجب ترک آن گردد.

 

4- عادات تلفیقی است.

استفان کا وی این را در توضیح گفته گاندی: «ایده بکارید، عمل درو کنید. عمل بکارید عادت درو کنید. عادت بکارید، شخصیت درو کنید. شخصیت بکارید، سرنوشت درو کنید» بیان نمود.
به عبارت دیگر، برخی عادات تاثیر فراتری بر زندگیمان دارند. دوهینگ آنها را عادات تاثیر گذار خطاب می کند. رفتارهایی که موجبات تغییرات اساسی در حیطه زندگی افراد را فراهم می آورد. به عنوان مثال کسانی که شروع به انجام ورزش های روزانه می کنند در نهایت متوجه می گردند که بیشتر می خورند و کم تر می نوشند. به علاوه کسانی که عادت های بد خود را ترک می کنند ناگهان متوجه آن می شوند که عادت های خوب را جایگزین آن کرده اند.

مسائل جزئی و کوچک در عادت ها ممکن است اساسی و مهم تلقی گردند. رایزنی و پند و اندرز تا حدودی، می تواند قدم کوچکی در ساخت عادت جدید باشد.
روانشناس استنفورد ب جی فوگ عقیده دارد که عادت های کوچک مانند نخ کشیدن دندان به محض اینکه در ما ریشه بدواند سطح پیچیدگی اش افزایش می یابد.
اگر بخواهید کتاب بخوانید مثلا روزی 25 صفحه این تبدیل به عادتی روزمره می گردد به طوری که شما به منظور دست یابی به هدفتان که اتمام کتاب است، تعداد صفحات را افزایش می دهید.

چرا رویکرد روشمند موثر است
 اول ما عادت هایمان را می سازیم و سپس این عادت هایمان است که ما را می سازد._ چارلز نوبل:
تغییر، توجه مان از اهداف مشخص به ساخت عادت های مثبت و بلند مدت موجبات رشد و توسعه شیوه زندگیمان را فراهم می آورد. شیوه زندگی بسیاری از افراد موفق اینگونه بوده است.
وارن بوف برای دستیابی به دانش کافی جهت سرمایه گذاری هر روز مطالعه می کرد. استفان کینگ روزی 1000 کلمه می نویسد وآن را عادتی برای رشد خلاقیت توصیف می کند. کیپ چوگ ورزشکار پس از هر جلسه تمرین یادداشت برداری می کند تا عواملی که باعث پیشرفتش در کار شده اند را شناسایی کند. این عادات بارها و بارها در طول سال تکرار می گردند و نتیجه آن دستیابی به موفقیت های خارق العاده است.
هنگامی که اهداف با تشویق و ترغیب همراه گردند، عادت های مثبت به طور خودکار شکل می گیرند و آن ها به معنای واقعی کلمه مغز را مجذوب خود می کنند.
هنگامی که در زندگی می خواهیم به چیزی دست یابیم باید سعی کنیم تا عادات خوب را در خود به وجود آوریم تا اینکه تنها بر روی هدفمان تمرکز کنیم.

مترجم: آرزو کریمیان
منبع
https://www.farnamstreetblog.com/2017/06/habits-vs-goals/

 

 

 

 

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه مقالات مدیریت فردی عادات در مقابل اهداف