خانه مقالات تفکر انتقادی چگونگی غلبه بر شرطی شدگی اجتماعی

چگونگی غلبه بر شرطی شدگی اجتماعی


شرطی شدگی اجتماعی، فرایند آموزش افراد یک جامعه است تا عقاید، رفتار، امیال و واکنش های عاطفی خاصی داشته باشند که مورد قبول جامعه یا گروه خاصی در جامعه باشد. شرطی شدگی اجتماعی از همان دوران کودکی شروع شده و در سراسر عمر ادامه می یابد. این شرطی شدگی توسط پدرمادر، معلم ها، همسالان و مردم جامعه و از طریق کتب، رسانه، مساجد و تبلیغات، صورت می گیرد.
شرطی شدگی اجتماعی اغلب از طریق «پاداش به رفتارهای خاص» و تنبیه دیگر رفتارها، کار می کند. این همان رفتاری است که برای تربیت سگ، کبوتر و موش های آزمایشگاهی به کار برده می شود. اما قابل توجه ترین مکانیزم شرطی شدگی اجتماعی، تکرار یک پیام ساده یکسان است. گاهی هزاران بار و در طی دوره ای طولانی و از طریق افراد صاحب منصب باید این پیام منتقل شود تا ذهن افراد آن را جذب کند. این پیام می تواند صریح و مستقیم باشد مانند وقتی که پدرمادری به بچه اش می گوید کاری انجام ندهد یا اینکه غیرمستقیم است مثلا از طریق برنامه های تلویزیونی. ولی نتیجه همه این پیام ها این است که فرد با ایده آل های جامعه ای که در آن زندگی می کند، انطباق می یابد.

 

مشکل شرطی شدگی اجتماعی

مشکل این است که شرطی شدگی اجتماعی، صورتی از آموزش عقلانی نیست اینکه مردم توصیه شوند به پذیرش برخی ایده ها و رفتارها و انگیزه های منطقی و با شواهد تجربی در حمایت از این توصیه ارائه شود. در مقابل، شرطی شدگی اجتماعی از مکانیزم تکرار، پاداش و اجبار، درصدد است تا مردم را به صورت گله وار یک عقیده، رفتار، آرزو و یا واکنش عاطفی خاصی را بپذیرند. این ها می تواند مثبت یا منفی و یا عقلانی و غیرعقلانی باشد.

 

تشخیص شرطی شدگی اجتماعی
1- فرض نکنید که شما ورای شرطی شدگی اجتماعی هستید: برخی ممکن است فکر کنند که آن اندازه خردمند هستند که شرطی شدگی اجتماعی بر آنها تاثیر ندارد. ما هرگز از ایده های نادرست و رفتارهای بیهوده جامعه در امان نیستیم. کسانی که اعتقاد بیشتری دارند به اینکه ورای شرطی شدگی اجتماعی هستند، بیشتر برده آن هستند. هرکس که در معرض پروپاگاندای جامعه باشد، از آن مصون نیست. از این ذهنیت شروع کنید تا این جن را از وجودتان خارج کنید.
2- در مورد عقاید، رفتارها، خواسته ها و عواطف متداول خود، سوال کنید: امکان پذیر نیست که هر فکر و رفتار خود را مورد سوال قرار دهید. اما می توانید در مورد مواردی که به صورت متداول رخ می دهد و بزرگترین تاثیر را بر زندگی شما دارد، سوال کنید. برای شروع اینکار، به کنش ها، اندیشه ها، و احساس های خود در وضعیت های مختلف توجه کنید. وقتی متوجه شدید که دارای افکاری هستید که از قبل داشته اید، از خود بپرسید: آیا این فکر، درست است؟ . وقتی که متوجه شدید که رفتاری را به صورت دایم انجام می دهید، از خود بپرسید: آیا این رفتار مفید است؟. در مورد کاربرد و فلسفه خواسته ها و احساس های متداول خود به همین روش سوال بپرسید.
به این ترتیب می توانید عقاید نادرست و رفتارها، امیال و احساسات غیرموثر خود را نشانه بروید. اگر دیدید که این موارد در بسیاری از افراد جامعه رواج دارد، احتمالا محصولی از شرطی شدگی اجتماعی است. خودآزمایی را در خود نهادینه کنید. تفکر انتقادی در اینجا نقش کلیدی دارد.
3- از متخصصان واقعی بیاموزید: در هر زمینه ای ، کسانی هستند که یک متخصص واقعی می باشند. آنها تجارب عملی زیادی دارند. آنها مطالعات عمیقی در آن زمینه داشته اند. آنها پژوهش های علمی را مطالعه کرده اند و ممکن است برخی از آنها را خودشان انجام داده باشند. و آنها می توانند از ادعاهایشان به خوبی دفاع کنند. اغلب این افراد، خودشان صاحب نظر هستند و مستقل از رسانه ها و دیدگاه های عامه، تصمیم می گیرند. و بسیاری از اوقات این افراد درست می گویند. بنابراین عاقلانه است که این افراد را شناخت و دانش آنان را مطالعه کرد. موضوعات گسترده ای را مطالعه کنید و در مورد روان شناسی، پویایی اجتماعی، سلامتی، تاریخ، و سیاست بیاموزید. دانش دقیق در این موارد قدرت زیادی برای آشکاری شرطی شدگی اجتماعی دارد.
4- از حباب خود خارج شوید: بسیاری از ما تمایل داریم که تنها با کسانی دیدار و تعامل داشته باشیم که شبیه ما هستند، مانند ما فکر می کنند، رفتارشان شبیه ماست، همان چیزهایی را می خواهند که ما می خواهیم، و در مورد چیزها همان احساس ما را دارند. البته ارتباط با افرادی که دارای الگوهای ذهنی یکسانی مانند ما هستند قابل فهم و مفید است. اما مهم است که هر از گاهی از حباب خود خارج شد و مردمی را ملاقات کرد که با شما متفاوتند. کسانی را ملاقات کنید که با شما متفاوتند. آنها را بشناسید و سعی کنید بفهمید که از کجا نشات گرفته اند. این موضوع ممکن است تایید کننده این باشد که عقاید و رفتار شما درست است. ممکن است گاهی تایید کند که شما کارهای احمقانه ای انجام می دهید که ناشی از شرطی شدگی اجتماعی است. این چشم شما را باز خواهد کرد و به شما کمک می کند که واقعیت را شفاف تر ببینید.

شرطی کردن مجدد خویش و پذیرش مسئولیت
نکته اساسی این است که به صورت عامدانه و آگاهانه به روشی فکر و رفتار کنید که آن را بهترین می دانید. ذهن شما دایم در حال یادگیری است. وقتی که شما به روش جدید فکر و رفتار می کنید، ذهن شما به آن عادت می کند و شرطی سازی مجدد رخ می دهد. اگر ذهن خود را با چیزهای درستی خوراک دهید، چیزهای درستی نیز از آن بروز می کند.
با انجام این کار می توانید بسیاری از المان های بد شرطی شدگی اجتماعی را که بر شما تاثیر می گذارد تشخیص دهید. در برخی موارد، تنها تشخیص یک المان شرطی شدگی اجتماعی کافی است تا بتوانید تاثیر مخرب آن را بر خود، تمام کنید.
در کنار این کارها، کمتر خود را در معرض شرطی شدگی اجتماعی قرار دهید. برای این کار ارتباط خود را با منابع آن کم کنید. مثلا کمتر تلویزیون ببینید، یا اخبار غیرموثق احساسی را گوش کنید. وقتی که دائم توسط این جریان ها بمباران نمی شوید، راحت تر می توانید شرطی شدگی اجتماعی را کنار بگذارید.
نهایت اینکه کنار گذاشتن و اجتناب کردن از شرطی شدگی اجتماعی یک فرایند پایان ناپذیر در سراسر زندگی است. در ابتدا راه پردست انداز و سرعت کم است اما این حرکت را ادامه دهید تا اینکه مسیر هموارتر و سرعت شما بیشترشود. ولی این کار منافع بسیاری دارد. هرچقدر که از شرطی شدگی اجتماعی آزادتر شوید، سرنوشت خود را بیشتر به دست می گیرید و زندگی تان را در مسیر مطلوبتان هدایت می کنید. در این راه، اعتماد به نفستان بیشتر شده، مولدتر می شوید، موفق تر و خوشحال تر خواهید بود.

مترجم: حمید همتی
منبع:
http://iameduard.com/socialconditioning

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه مقالات تفکر انتقادی چگونگی غلبه بر شرطی شدگی اجتماعی